ّ ّ ّ ّ ّ
دشمن همه چیز داشت و ما فقط خدا را(قسمت دوم)
تاریخ و زمان ارسال :16 اسفند 1389
دسته بندی : یادداشت
5
خلاصه یادداشت :

یک بار این سؤال و پرسش را از خودمان بپرسیم که «اگر نمیتوانستیم خرمشهر را متکی بر قدرت ‏نظامی آزاد کنیم جنگ چه سرانجامی پیدا میکرد؟» بیاییم یک بار این‌طور بررسی کنیم، آن موقع اهمیت ‏فتح خرمشهر معلوم میشود، حقیقت این عملیات روشن میشود و وزن این فتح معلوم خواهد شد. ‏فرضیات متعددی را میتوان مثال زد‎.‎

(ادامه سخنرانی سردار رشید در جمع پیشکسوتان دفاع مقدس) یک بار این سؤال و پرسش را از خودمان بپرسیم که «اگر نمیتوانستیم خرمشهر را متکی بر قدرت ‏نظامی آزاد کنیم جنگ چه سرانجامی پیدا میکرد؟» بیاییم یک بار این‌طور بررسی کنیم، آن موقع اهمیت ‏فتح خرمشهر معلوم میشود، حقیقت این عملیات روشن میشود و وزن این فتح معلوم خواهد شد. ‏فرضیات متعددی را میتوان مثال زد‎.‎ شما فکر بکنید دشمن قبل از تهاجم ما میآمد به تمام حاشیه غربی رودخانه کارون محکم میچسبید؛ یعنی مثل گوشه شمال شرق خرمشهر. آیا ما میتوانستیم به این راحتی از کارون عبور کنیم؟ یا اینکه از ‏خرمشهر عقب‌نشینی میکرد! یکی از نگرانیهای آقامحسن در مرحله سوم عملیات بیت‌المقدس این ‏بود که نکند ارتش عراق خرمشهر را رها کند و ما برویم در خرمشهر بدون کوبیدن دشمن و شکست ‏او؛ این یکی از نگرانیها بود. یا قطعنامه‌ای نوشته میشد مثل قطعنامه‌ای که 48 ساعت قبل از عملیات ‏رمضان به نام 514 نوشته شد و به تصویب رسید‏‎. ‎ در این قطعنامه آتش‌بس و خاتمه فوری عملیات‌ها و عقب‌نشینی نیروها بود. فکر کنیم این قطعنامه مثلاً ‏‏5اردیبهشت نوشته میشد و عراق هم عقب‌نشینی میکرد. یا فکر کنید عملیات بیت‌المقدس مثل ‏عملیات رمضان میشد؛ ما عملیات میکردیم ولی فتحی در کار نبود و موفق نمیشدیم دشمن را ‏شکست دهیم. در این صورت چه میشد؟ نابراین از این زاویه اگر ما عملیات بیت‌المقدس را مورد بحث قرار دهیم اهمیت فتح خرمشهر برای ما ‏روشن میشود. و اما چند کلمه در مورد عملیات بیت‌المقدس هم عرض کنم.ما حقیقتاً شرایط دشواری ‏داشتیم. کسی تصور نکند ما شرایط آسانی داشتیم. خیلی دشوار بود و در اضطراب بودیم‎.‎ ‎ ‎دشمن هیچ کمبودی نداشت به لحاظ نفرات و تجهیزات. احساس هم میکردیم حمله به این دشمن ‏خیلی دشوار و سخت است و حتی احتمال شکست هم میدادیم. نقطه قوت ما، فرماندهان و رزمندگان ‏ما بودند؛ انسان‌‌هایی صادق، باایمان و با دل‌ها و روح‌های بزرگ، شجاع و باتدبیر و هوشمند و به خدا ‏امیدوار‎.‎ من شهادت میدهم! والله فرماندهان ما نه ماجراجو بودند و نه توهم داشتند و نه اینکه بدون کار و ‏بررسی و طراحی و شناسایی عمیق و بحث‌های فراوان، همین‌طوری، خشک و خالی توکل بر خدا کنند ‏و توسل پیدا کنند. نه والله این‌طور نبود‎.‎ سیر کار را فرصت اگر باشد من شرح بدهم معلوم میشود. ماه‌ها کار صورت گرفت برای این دو ‏عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس چون دشمن هیچ کمبودی نداشت و همه‌گونه تجهیزات را داشت و ‏ما فکر میکردیم حمله به این دشمن خیلی دشوار و سخت است. اولین جلسه را با برادران ارتش در ‏تاریخ 10/1 گذاشتیم. بعد از عملیات فتح‌المبین بلافاصله آماده شدیم برای عملیات بعدی. من حساب کردم حداقل 200 نفر روزی 15 ساعت کار میکردند. در حدود یک ماه (30 روز) این را حساب کنیم؛ کار بسیار سنگین بود‎. ‎ وسعتی که ما میخواستیم عملیات بکنیم 30 برابر وسعت منطقه عملیات ثامن‌الائمه بود، 10 برابر ‏وسعت عملیات طریق‌القدس بود و بیش از نیمی از سرزمین لبنان بود. ما حدود 6 هزار کیلومتر مربع ‏عملیات کردیم و شما از هرجایی که میخواستید عملیات بکنید باید از رودخانه عبور کنید‎. ‎ در شمال، رودخانه کرخه و در شرق، رودخانه کارون بود. در جنوب، رودخانه اروند بود و آن طرف ‏در غرب هم هورالهویزه بود؛ یعنی دشمن محصور بود بین این آب‌ها و به‌مدت 22 ماه زمان در اختیار ‏دشمن بود و در حد کافی میدان مین و استحکامات و سنگر درست کرده بود و این موانع طبیعی هم ‏موانع غیرقابل عبور بودند و ما باید از تمام موانع طبیعی و مصنوعی عبور میکردیم. طرح‌ریزی عملیات کار بسیار مهمی بود و ما با برادران ارتش در تمام امور هماهنگی داشتیم اما در بحث طرح‌ریزی ‏جداگانه عمل میکردیم‎. ‎ تیمی را آقای رضایی آماده کرده بود که من و شهید باقری و آقارحیم و آقای عزیز جعفری و آقای ‏غلامپور بودیم و یک تیم هم شهید صیاد شیرازی آماده کرده بود شامل امیر موسوی قویدل، امیر ‏شاهان، امیر معین وزیری، امیر بختیاری و امیر‌مفید و امیر نوایی که با آن کار میکردند و نزدیک ‏‏20روز طرح‌ریزیها طول کشید. بعد اعضای دو تیم آمدند در یک جای مشترکی در قرارگاه مرکزی ‏پیش آقای رضایی و شهید صیاد شیرازی توضیح دادند‎.‎ آنجا در انتخاب راهکار اختلاف بسیار شدیدی داشتیم. یکی از راهکارها این بود که از معبر زمینی ‏استفاده کنیم؛ همان جاده اهواز به خرمشهر و باید 120کیلومتر میکوبیدیم تا برسیم به خرمشهر؛ راهکار ‏دوم مثل عملیات هویزه بود؛ هم از زمین و هم از رودخانه عبور کنیم. در راهکار سوم عبور از رودخانه کارون با حداکثر قوا بود که مورد توجه قرار گرفت‎. ‎ دشمن دو آرایش داشت؛ یک آرایش عمومی
برچسب ها :
*
*