ّ ّ ّ ّ ّ
با بال پرید و بی بال رسید/ شهید امیر خلبان منصور ستاری
تاریخ و زمان ارسال :17 فروردین 1390
دسته بندی : یادداشت
7
خلاصه یادداشت :

سرلشکر شهید، منصور ستاری در سال 1327 در روستای ولی آباد ورامین دیده به جهان گشود . پدرش ، مرحوم «حاج حسن» شاعری فاضل بود که دیوانی از او به نام « ماتمکده عشّاق » به یادگار مانده است . منصور ستاری دوران ابتدایی را در مدرسه ولی آباد ورامین و دوران متوسطه را در قریه « پوینک » باقر آباد به پایان رسانید. 17 فروردین 1390-09:46:30

سرلشکر شهید، منصور ستاری در سال 1327 در روستای ولی آباد ورامین دیده به جهان گشود . پدرش ، مرحوم «حاج حسن» شاعری فاضل بود که دیوانی از او به نام « ماتمکده عشّاق » به یادگار مانده است . منصور ستاری دوران ابتدایی را در مدرسه ولی آباد ورامین و دوران متوسطه را در قریه « پوینک » باقر آباد به پایان رسانید. وی در طول دوران تحصیل همواره یکی از شاگردان ممتاز کلاس به شمار میرفت . شهید ستاری در سال 1354 در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته برق و الکترونیک پذیرفته شد. تعدادی از واحدهای دانشگاهی را گذرانده بود که با پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی تحصیل را کنار گذاشت و همدوش دیگر آحاد مردم به پاسداری از دستاوردهای انقلاب پرداخت. وی افسری مؤمن، متعهد، شجاع، آگاه، تیزهوش و کاردان بود. طرح‌ها و ابتکارهای زیادی در تجهیز سیستم‌های راداری، پدافندی به اجرا گذاشت که در طول جنگ تحمیلی توان نیروی هوایی را در سرنگونی هواپیماهای متجاوز دشمن دو چندان نمود . تیمسار ستاری به علت فعالیت های بیش از حدی که در اجرای طرح‌های جنگی از خود نشان داد، درسال 1362 به سمت معاون عملیات فرماندهی پدافند نیروی هوایی منصوب شد. طرح‌ها و برنامه‌هایی که شهید ستاری ارائه میداد بسیار منطقی، عملی، کاربردی و مؤثر بود . از این رو در سال 1364 به عنوان معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی برگزیده شد و به علت لیاقت و کاردانی و شایستگی که از خود نشان داد، در بهمن ماه سال 1365 با درجة سرهنگی به سمت فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا هنگام شهادت عهده دار این مسئولیت بود . شهید سرلشکر، منصور ستاری در طی مدتی که زمام امور نیروی هوایی را به عهده داشت با اجرای دهها طرح و برنامه‌های کوتاه و بلند مدت، منشأ خدمات ارزشمندی در نیروی هوایی بود. وی هنگام شهادت 46 سال داشت و از ایشان سه دختر و یک پسر به یادگار مانده است. با بال پرید و بی بال رسید میهمانان شهدای احد شب قبل از شهادت شهید ستاری، فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوریاسلامی ایران و همراهان ایشان، حدود ساعت 2 بامداد در خواب، عدهی زیادی را در حال حرکت دیدم که درمیان آن‌ها برادرم سعید که در منطقهی فکه با شهید آوینی به درجهی والای شهادت رسیده بود، دیده میشد. برادرم و شهید آوینی و چند نفر دیگر شنل‌های سبز رنگ زیبایی بر دوش داشتند، و بر روی سرشان نیم‌تاجی به چشم میخورد. روز بود و آن‌ها در حال حرکت. هرچه سعید را صدا زدم، جواب نمیداد و توجّهی نمیکرد، با خودم گفتم معلوم است، وقتی به سرش تاج گذاشته است به من توجهی نمیکند. در این میان سعید که متوجه نگرانی ام شده بود، با اشاره به من فهماند که بعداً توضیح میدهد. پس از چند لحظه به سوی من آمد و گفت : عده‌ای مهمان داشتیم، آمده بودند و ما در حال استقبال از آن‌ها بودیم. پرسیدم: «پهلوی شما میآیند؟» گفت: نه پهلوی شهدای احد میروند. صبح همان روز رادیو خبر سقوط هواپیمای شهیدان ستاری، اردستانی، یاسینی، شجاعی و... را اعلام کرده بود، به جز شهید اردستانی همهی آن‌ها در ردیف قبر سعید به خاک سپرده شدند. راوی : خواهر شهید یزدان پرست مردِ خدا یکی از دوستان شهید ستاری درباره ایشان چنین می گوید: شهید ستاری، دلسوز انقلاب بود و دردمند مردم. سیمایش همیشه پر از لبخند بود و امید و روحش سرشار از اتکال به خدا و دلگرم به وجود رهبر. وقتی بچّه ها به چهره اش نگاه می کردند، خستگی از تنشان می رفت و مشکلات را فراموش می کردند. با اینکه او خود از همه خسته تر بود و باری عظیم بر دوش داشت. این جمله ورد « زبانش را هرگز فراموش نمی کنم که می گفت: با توکل بر خدا کار را شروع کنید، من هم کمک می کنم.» پرسنل کم درآمد نیروی هوایی به خوبی به یاد دارند که مردی ناشناس با صورتی پوشیده، در نیمه های شب با کیسه های آذوقه به در خانه های آنان می رفت و با تکان دادن دست از محل دور می شد. به آسمان رفتن، به خدا پیوستن است. برای اهل صورت، به آسمان رفتن، ارضای حس کنجکاوی و خواسته های طبیعی است و تعریفی جز لذت، ماجراجویی و احیاناً کسب تجربه ندارد. اما اهل معنا، پرواز را فاصله گرفتن از خاک و گرایش به افلاک تعریف می کنند. برای آنان به آسمان رفتن «از زمین کندن» است و در قاموس این قبیله هر «پا» فاصله گرفتن از زمین، یک عمر نزدیک شدن به خداست. صعود اهل معنا فرود ندارد. برای آنها، پروازهای متعدد، تمرین پریدن نهایی است. آن قدر می پرند تا در روز واقعه، تا بی نهایت اوج بگیرند؛ اوج در ناکجا. شهید ستاری نیز در گفته هایش نقل کرده است که: در آسمان، نگرش انسان نسبت به کائنات طور دیگری است. انسان در پرواز می تواند با خدایش به گونه ای دیگر
برچسب ها :
*
*