ّ ّ ّ ّ ّ
جنگ از نگاه دیگران
تاریخ و زمان ارسال :30 شهریور 1393
دسته بندی : یادداشت
6
خلاصه یادداشت :

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران یکی از بزرگترین تراژدیهای بشری تاریخ معاصر خاورمیانه است. شاید حدود یک میلیون نفر جان باخته و شمار بیشتری مجروح و میلیونها نفر آواره شده باشند. 30 شهریور 1393-12:15:12

خبرگزاری پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: منابعی که به خاطر این جنگ تباه شد، فراتر از کل مبلغی بود که جهان سوم طی یک دهه صرف بهداشت عمومی اش کرد. جنگ از نگاه دیگران جنگ در 22سپتامبر 1980 با تجاوز تمام عیار نیروهای عراقی به ایران آغاز شد. تا پیش از این تاریخ، نیروهای عراقی در مناطق مرزی ایران دست به خرابکاری و درگیریهای سنگین زده بودند. عراق امیدوار بود در مقابل همسایه ای که پس از انقلاب اسلامی 1979 در عرصه بین المللی منزوی شده بود(!)، به پیروزی برق آسایی دست یابد. اما به رغم موفقیتهای اولیه، ایرانیان بسیج شدند و با اتکا به جمعیت بیشتر خود تا اواسط سال1982 متجاوزان را از خاک خود بیرون راندند. در ژوئن 1982 ایرانیها رویکرد تهاجمی اتخاذ کردند، ولی عراق به لطف برتری اش در جنگ افزارهای سنگین توانست مانع از هرگونه عملیات سرنوشت ساز ایران شود. تفنگها سرانجام در 20اوت 1988 خاموش شدند. عمده مس?ولیت این خونریزی متوجه رژیم نظامی سنگدل صدام حسین است. او برای جان انسانها ذره ای ارزش قائل نبود. علاوه بر این، بی تفاوتی جامعه بین الملل نکوهیده است، زیرا نه تنها وجدانش از دیدن صدها جنازه «جهان سومی » به درد نیامد، بلکه کوشید از آب گل آلود ماهی بگیرد و از این مناقشه سود ببرد. فرانسه بزرگترین منبع تأمین جنگ افزارهای پیشرفته عراق شد و کوشید منافع مالی اش در این کشور را حفظ کند. اتحادجماهیر شوروی نیز بزرگترین تأمین کننده سلاح عراق بود و در عین حال می کوشید نظر مساعد دولتهای هر دو کشور را جلب کند. دست کم 10کشور به هر دو طرف مناقشه سلاح می فروختند تا به خونریزی و کشتار دامن بزنند. اما فهرست این کشورهای پلید بدون ایالات متحده تکمیل نخواهد شد. هدف آمریکا سود بردن از تجارت سلاح نبود، بلکه هدف قابل ملاحظه تری را دنبال می کرد: کنترل منابع نفت منطقه. پیش از پرداختن به سیاست آمریکا در خلال جنگ عراق علیه ایران. نگاهی به تاریخ نشان می دهد در 40سال اخیر، به رغم تغییر مکرر شرایط، سیاست آمریکا در قبال خلیج فارس ثابت مانده است. حمایت از محافظه کارترین حکومتهای موجود محلی به منظور جلوگیری از به قدرت رسیدن جنبش های رادیکال و مردمی، باهر قیمت انسانی ممکن و هر میزان مداخله و دستکاری لازم اما آمریکا همواره در اجرای سیاستش موفق نبوده است. در سال 1979 با سرنگونی شاه، آمریکا یکی از حکومتهای دست نشانده خود را از دست داد. اما الگوی زیربنایی سیاست آمریکا تغییر نکرده و می توان این را در رویکردش نسبت به جنگ عراق علیه ایران مشاهده کرد. حقیقت این است که ایالات متحده نسبت به این جنگ بی طرف نبود و استمرار آن را به منزله خلق فرصتهای مثبتی تلقی می کرد. نیاز به سلاح و پول بغداد رابه کشورهای محافظه کار عرب خلیج فارس و مصر وابسته تر می ساخت و بدین ترتیب سیاستهای عراق تعدیل و رابطه بین قاهره و سایر کشورهای عربی ترمیم می شد. این جنگ همچنین ایران را که اکثر تسلیحاتش آمریکایی بودند، ناگزیر می ساخت تجهیزات و قطعات یدکی آمریکایی بخرد. کدام بی طرفی!؟ آمریکا در سال 1980 با هیچکدام از طرفین جنگ رابطه دیپلماتیک نداشت و بیطرفی خود را در این مناقشه اعلام کرد. یک مقام وزارت خارجه آمریکا در سال 1983 بدون ذره ای حس انسان دوستانه اعلام کرد: مادامی که جنگ ایران و عراق روی متحدان ما در منطقه تأثیر نمی گذارد یا موازنه قدرت را برهم نمی زند، ما ذره ای اهمیت نمی دهیم.اما حقیقت این است که ایالات متحده نسبت به این جنگ بی طرف نبود و استمرار آن را به منزله خلق فرصتهای مثبتی تلقی می کرد. نیاز به سلاح و پول بغداد رابه کشورهای محافظه کار عرب خلیج فارس و مصر وابسته تر می ساخت و بدین ترتیب سیاستهای عراق تعدیل و رابطه بین قاهره و سایر کشورهای عربی ترمیم می شد. این جنگ همچنین ایران را که اکثر تسلیحاتش آمریکایی بودند، ناگزیر می ساخت تجهیزات و قطعات یدکی آمریکایی بخرد. نیازهای مبرم جنگ ممکن بود دو کشور را ناچار سازد که روابطشان را با واشنگتن بهبود ببخشند. از سوی دیگر، پراکندگی جنگ به آمریکا امکان می داد در ایران و عراق عملیاتهای مخفیانه انجام دهد و تلاطم خلیج فارس می توانست سایر کشورهای منطقه را برای همکاری نظامی به سوی آمریکا جلب کند. هنگامی که جنگ اولین بار آغاز شد، اتحاد شوروی کشتی های تسلیحاتی اش را از راه عراق بازگرداند و تا یک و نیم سال بعد به بغداد هیچ سلاحی نفروخت. در مارس 1981 حزب کمونیست عراق که تحت فشار صدام حسین قرار داشت، از شوروی پیام فرستاد که جنگ باید پایان یابد و نیروهای عراقی به مرزها بازگردند.
برچسب ها :
*
*