ّ ّ ّ ّ ّ
دی‌ماه از تولد تا وصال
تاریخ و زمان ارسال :13 دی 1393
دسته بندی : یادداشت
8
خلاصه یادداشت :

شهید علمدار «فرمانده گروهان سلمان از گردان مسلم‌ابن‌عقیل (س) لشکر ویژه 25 کربلا در دوران دفاع مقدس» بعد از اتمام جنگ هم در قامت پاسدار در لشکر پیاده 25 کربلا مشغول به خدمت شد، او که از جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی بود، در سال 1375 براثر جراحت‌های وارده به یاران شهیدش پیوست. 13 دی 1393-13:40:24

خبرگزاری پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: شهید علمدار «فرمانده گروهان سلمان از گردان مسلم‌ابن‌عقیل (س) لشکر ویژه 25 کربلا در دوران دفاع مقدس» بعد از اتمام جنگ هم در قامت پاسدار در لشکر پیاده 25 کربلا مشغول به خدمت شد، او که از جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی بود، در سال 1375 براثر جراحت‌های وارده به یاران شهیدش پیوست. نکته جالبی که در حیات عارفانه این شهید رخ‌نمایی میکند، تقارن روز 11 دیماه با چند اتفاق مهم در زندگی او است، وی متولد 11 دی 1345 است، در 11 دی 1364 جانباز میشود، 11 دی 1370 ازدواج میکند، 11 دی 1371 فرزندش سیده زهرا به دنیا میآید و عاقبت در روز 11 دی 1375 به شهادت میرسد. گذری بر زندگی شهید سید مجتبی در سحرگاه 11 دیماه 1345 در خانواده‌ای مذهبی و عاشق اهل‌بیت در شهرستان ساری دیده به جهان گشود. دوران تحصیلش را در ساری طی نمود و برای اولین بار درحالیکه تنها 17 سال داشت به عضویت بسیج درآمد و در اواخر سال 1362 به کردستان رفت سید برای اولین بار در عملیات کربلای یک شرکت کرد و مدتی پس‌ازآن وارد گردان مسلم بن عقیل در لشکر 25 کربلا شد و تا پایان جنگ در آنجا ماند. او در عملیات کربلای 4 و 5 حضور داشت، در کربلای 8 مجروح شد و مدتی بعد به جبهه بازگشت و در عملیات کربلای 10 در جبهه شمالی محور سلیمانیه- ماووت شرکت نمود. سید مجتبی علمدار در سال 1366 مسئولیت فرماندهی گروهان سلمان از گردان مسلم ابن عقیل - از گردان‌های خط‌شکن لشکر 25 کربلا- را بر عهده گرفت و در عملیات والفجر 10 نقش‌آفرینی موثری داشت. شهید علمدار در سه‌راهی خرمال، سید صادق، دوجیله در منطقه کردستان عراق رشادت‌های فراوانی را از خود نشان داد و از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به‌شدت مجروح شد. حاج سید مجتبی علمدار در اوایل دیماه سال 1375 به دلیل جراحت شیمیایی روانه بیمارستان شد و بعد از یک هفته بیهوشی کامل هنگام اذان مغرب روز یازدهم دیماه نماز عشق را با اذان ملکوتیان قامت بست و به یاران شهیدش پیوست او که مردانه در مقابل دشمن میجنگید. چندین بار دیگر هم مجروح شد و از همه مهم‌تر اینکه او در دیماه 1364، در عملیات والفجر 8، به‌شدت شیمیایی شد. سید مجتبی بعد از اتمام جنگ در واحد طرح و عملیات لشکر 25 کربلا در ساری مشغول خدمت شد و در دیماه سال 1370 باخانم سیده فاطمه موسوی ازدواج کرد که ثمره آن دختری به نام زهرا بود. سید علاوه بر مسئولیت در واحد تربیت‌بدنی لشکر به‌عنوان عضو اصلی هیئت رهروان حضرت امام (ره) هم ایفای وظیفه میکرد. او مداح اهل‌بیت بود، همیشه مراسم را بانام حضرت مهدی (عج) شروع میکرد و درحالیکه به امام حسین (ع) ارادت خاصی داشت. مظلومیت آن خاندان را صدا میزد. بیت الزهرا مسجد جامع، امام‌زاده یحیی، مصلا امام خمینی، هیئت عاشقان کربلا و منازل شهدا همیشه با نفس گرم حاج سید مجتبی معطر میشد و بچه‌ها نیز با صوت داوودیاش مداحی را میآموختند. او که بعد از جنگ، با یاد و خاطره هم‌رزمان شهیدش زندگی میکرد از دوری آنان سخت آزرده‌خاطر بود و در همه مداحیها آرزوی وصال آن راهیافتگان شهید را داشت. حاج سید مجتبی علمدار در اوایل دیماه سال 1375 به دلیل جراحت شیمیایی روانه بیمارستان شد و بعد از یک هفته بیهوشی کامل هنگام اذان مغرب روز یازدهم دیماه نماز عشق را با اذان ملکوتیان قامت بست و به یاران شهیدش پیوست.
برچسب ها :
*
*