ّ ّ ّ ّ ّ
وقتی که صدام قوی‌ترین معترض جنگ با ایران را کشت
تاریخ و زمان ارسال :23 دی 1393
دسته بندی : یادداشت
5
خلاصه یادداشت :

چهل و نهمین بخش از کتاب صدام از اینجا عبور کرد ، مطلبی است با عنوان وقتی که صدام قویترین معترض جنگ با ایران را کشت ، که تارنمای دیپلماسی ایرانی آن را منتشر کرده است. این نوشته شخصیت صدام را از زبان ارتشبد عدنان خیرالله، از اعضای بلندپایه و اصلی رژیم بعث و وزیر جنگ عراق در زمان جنگ با ایران، بررسی کرده است. 23 دی 1393-12:00:00

خبرگزاری پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: خاورمیانه یکی از پیچیده‌ترین و بغرنج‌ترین مناطق جهان از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی محسوب میشود. در این میان عراق، کشوری که در سال 1921 تأسیس شد، یکی از پیچیده‌ترین و درعین‌حال حساس‌ترین کشورهای این منطقه بوده است. کشوری که گذرش از پادشاهی به جمهوریت توأم با سیری از تحولات بوده و تا رسیدنش به ثبات نسبی در دوران حکومت رژیم بعث نیز سرشار از اتفاقات بینظیر بوده است. دوران حزب بعث را میتوان از تلخ‌ترین و خون‌بارترین وقایع دوران تاریخ عراق توصیف کرد. دوره‌ای که سراسر در جنگ گذشت و خشونت بیاندازه هیئت حاکمه تاریخی بینظیر را برای خاورمیانه رقم زد؛ اما این دوره به‌اندازه‌ای در خود رمز و راز دارد که باوجود کتاب‌های بسیار هنوز کنه بسیاری از مسائل غامض باقی مانده و بسیاری از حقایق بیان نشده است. برای همین انتظار میرود باز هم کتاب‌ها درباره عراق نوشته شوند و قصه‌های عجیب‌وغریب بیشماری از آن شنیده شود. کتاب عراق از جنگ تا جنگ/صدام از اینجا عبور کرد از جمله کتاب‌هایی است که تلاش دارد از چهار زاویه بر بخش‌هایی از دوران تاریک رژیم بعث و پس از آن نوری بتاباند و حقایقی را بر ملأ کند. این کتاب که توسط غسان الشربل، روزنامه‌نگار مشهور لبنانی و سردبیر روزنامه الحیات نوشته شده، در حقیقت مصاحبه با چهار مقام سابق عالیرتبه عراقی است که هر کدام از دیدگاه خود به توصیف تاریخ عراق در دوران مسئولیتشان پرداخته‌اند. دیپلماسی ایرانی در چارچوب سلسله مصاحبه‌ها و مطالبی که هر هفته منتشر میکند، این بار به سراغ این کتاب رفته است که در اینجا چهل و نهمین بخش آن را میخوانید: موضع عدنان خیرالله* (بر سر آغاز جنگ با ایران) چه بود؟ چیزی به تو میگویم که نشان میدهد چرا عدنان خیرالله بعداً به دست صدام کشته شد. آیا واقعاً فکر میکنی صدام او را کشت؟ ابداً شک ندارم. عدنان خیرالله مخالف جنگ و سیاست‌های صدام و شیوه او در اداره کشور بود. برگردیم به سراغ دیدارت، کجا انجام شد؟ در همان کاخ جمهوری. برای من ناگهانی بود که بشنوم عدنان به شدت به صدام حمله میکند و درباره او با خشونت صحبت میکند. چه گفت؟ چیزی به این معنا گفت که صدام فردی است که هیچ ارتباطی با ارتش و علوم نظامی ندارد. هیچ‌چیز از جنگ نمیداند و هیچ مهارتی برای اداره آن ندارد. بر تصمیم‌گیریها مسلط شده و همه کارشناسان متخصص امور نظامی را کنار زده است. در کوچک و بزرگ هر چیزی و در ترسیم طراحیها دخالت میکند، او ما را در معرض شکست‌ها و بدبختیها و فجایع در تمامی جبهه‌ها قرار خواهد داد. به‌صراحت و با تلخی صحبت کرد. چگونه جرأت کرد این‌گونه صحبت کند؟ من عدنان خیرالله را از مدت‌های طولانی میشناختم، او از اعضای حزبی قدیم بود و میدانست که من عضویت او را امضا نکردم. فرد نظامی حرفه‌ای و صاحب‌نظر در ارتش بود. شکست‌ها او را به درد آورده بودند و اصرار صدام بر تصمیم‌هایش باعث شد که ارتش عراق به سمت شکست هدایت شود. به او گفتم اگر ادامه جنگ به همین منوال ادامه یابد ایرانیها وارد بغداد خواهند شد. با قلبی پردرد با حرف‌های من موافقت کرد و با من درباره بعضی چیزها صحبت کرد. گفت افسرهای بیتجربه‌ای را در ارتش به کار گرفته و کارهای مهم را به آن‌ها سپرده است. با درد صحبت از جوان‌های عراقیای کرد که وارد درگیرهای سختی میشوند و به شهادت میرسند درحالیکه رسانه‌ها قربانی شدن آن‌ها را فراموش میکنند و تنها درباره صدام صحبت میکنند، او خودش طرح میریزد و بر اجرای آن‌ها نظارت میکند و خود را سازنده هر پیروزی میداند. از اذهان رسانه‌های عراقی تصاویر شهدا و بیوه‌ها را حذف کرده‌اند و هیچ‌چیز جز شخص صدام حسین باقی نمانده است. حرف‌های عدنان خیرالله مرا بیشتر قانع کرد. در ماه جولای که به نیویورک برگشتم نامه استعفایم را فرستادم. واکنش صدام چه بود؟ دامادش، حسین کامل را نزد من فرستاد. مرا در نیویورک دید و از همه راه‌ها تلاش کرد که مرا قانع کند که از استعفایم منصرف شوم. به من گفت که کشور در جنگ به سر میبرد و تو شخصیت معروفی هستی و تاریخی در حزب داری و ایرانیها از استعفای تو علیه ما بهره‌برداری خواهند کرد. خواهش میکنم بگذار بر سر راه‌حلی با هم صحبت کنیم. آماده‌ایم هر کاری که بخواهی انجام دهیم. پیشنهادهای مالی و کاری داد. برگردیم به سراغ موضوع کشته شدن عدنان خیرالله؟ صدام و خانواده‌اش و عدنان و افرادی دیگر به‌عنوان یک سفر خانوادگی به شمال عراق رفتند. در خلال بازگشت عدنان هواپیمای هلیکوپتر او منفجر شد.
برچسب ها :
*
*