ّ ّ ّ ّ ّ
حلاوت شهادت زیر زبان حافظ قرآن
تاریخ و زمان ارسال :02 اسفند 1393
دسته بندی : یادداشت
5
خلاصه یادداشت :

شهید زین‌‌العابدین توسلی سال 1337 در محله دولت‌آباد شهر ری به دنیا آمد. همجواری با بارگاه عبدالعظیم‌ حسنی از اهالی ری، مردمانی عموما مذهبی و متدین پرورش داده است که خانواده توسلیها یکی از آنها به شمار میرفتند. 2 اسفند 1393-12:55:03

خبرگزاری پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: به این ترتیب زین‌الدین در میان یک خانواده مذهبی که مقدر بود پس از شروع جنگ تحمیلی دو شهید را تقدیم نظام اسلامی کند، پرورش یافت و از همان دوران نوجوانی به آموزش علوم دینی و فراگیری قرآن پرداخت. برای آشنایی با منش و سیره این شهید قرآنی دقایقی به گفت‌وگو با محمد حاجی کتابی از دوستان و همرزمان شهید پرداختیم که متن زیر روایت حاجی کتابی از سال‌ها همنشینی با یک شهید است. مکتب طلایی سال 1351 بود که جرقه‌های اولین آشنایی بین من و شهید توسلی در حسینیه بنیفاطمه تهران زده شد. در این حسینیه آیت‌الله مکارم شیرازی جلسات سخنرانی برگزار میکرد که پیش از شروع آن، شاگردان حاج‌محمود طلایی نمایشی از حفظیات قرآن کریم را برای حضار اجرا میکردند. روش حفظ قرآن توسط مرحوم طلایی به این ترتیب بود که ایشان آدرس سوره یا آیه‌ای را میداد، آن وقت شاگردانش همان آیه را میخواندند و تسلط‌شان بر حفظیات قرآن را به نمایش میگذاشتند. من هم همان روز مجذوب این برنامه قرآنی شدم و تصمیم گرفتم به حلقه مکتب طلایی بپیوندم. خصوصاً آنکه در میان شاگردان حدوداً 9 ـ هشت ساله استاد، نوجوانی 15 ـ 14 به چشم میخورد که همسن و سال خودم بود و آثار معنویات راه یافته از همجواری با قرآن در چهره‌اش به وضوح نمایان بود. او که زین‌العابدین توسلی نام داشت، کمی بعد تبدیل به صمیمیترین دوست من شد. جلسات قرآنی استاد طلایی هفته‌ای دو روز بعدازظهرها تا نماز مغرب ادامه داشت. کتابت قرآن به خط نسخ از خصوصیات بارز شهید توسلی این بود که علاوه بر حفظ و قرائت قرآن کریم، به فراگیری هنرهای خوشنویسی و نقاشی نیز همت میگماشت. او که از حس زیباشناختی فوق‌العاده‌ای برخوردار بود، ‌از هنر خوشنویسی خود برای کتابت قرآن به خط نسخ بهره میبرد و تابلونوشته‌هایی از اشعار مثنوی مولوی و حافظ را خلق میکرد که برخی از آنها هم اکنون نیز موجود هستند. با گذشت زمان و پیشرفت چشمگیری که زین‌العابدین در خطاطی با قلم یافته بود، برای اینکه هنر خود را تقویت کند، در زمره شاگردان استاد امیرخانی درآمد. یادم است روزی که زین‌العابدین برای شاگردی استاد امیرخانی به انجمن خوشنویسان رفته بود، 20 سال بیشتر نداشت و افرادی که در انجمن حضور داشتند، با تصور اینکه او میخواهد شاگرد استاد شود، حرف‌هایی به تمسخر زده بودند. آنها استدلال میکردند که یک خوشنویس باید حداقل 20 الی 30 سال خطاطی کند تا لایق شاگردی استاد شود، زین‌العابدین هم که به هنر خودش اعتماد داشت، از آنها خواسته بود متنی را پیشنهاد بدهند تا خطاطی کند. وقتی شهید آن متن را نوشته و به حضور استاد برده بود، خود آقای امیر خانی درخواست داده بود تا نام زین‌العابدین را جزو شاگردان بنویسند. نقاشی تصویر امام در دوران مبارزات انقلابی بنده و شهید توسلی در مرز 20 سالگی بودیم. در آن روزها که همسن و سال‌های زین‌العابدین شور و هیجان انقلابی خود را در تظاهرات و حضور در خیابان‌ها نشان میدادند، او که به تأثیر هنرهای خود در تهییج افکار عمومی مطلع بود، به همراه تعداد دیگری از هنرمندان دست به نوشتن تابلوها و کشیدن نقاشیهایی میزند که مورد استفاده مردم در راهپیماییها قرار میگیرد. آن روزها زین‌العابدین به اتفاق تعدادی از هنرمندان متعهد انقلابی در یکی از خانه‌های حوالی میدان شهدا به شکل مخفیانه اقدام به نوشتن پلاکارد‌ها و تابلوهایی میکردند که در تظاهرات از آنها استفاده میشد. وقتی قرار بر برگزاری اربعین سال 57 رسید، شهید توسلی از ساعت 12 شب تا شش صبح تصویر امام را در ابعاد بزرگی نقاشی کرد تا در آن راهپیمایی بزرگ استفاده شود. من خودم آن روز کنارش بودم و دیدم که با چه جدیت و سختکوشی نقاشی را طی شش ساعت به اتمام رساند. صوت محزون قرآن یکی از ویژگیهای قرآنی شهید زین‌العابدین توسلی، قرائت قرآن به سبک استاد محمود منشاوی بود که صوت و لحن محزون، از ویژگیهای این سبک به شمار میرود. کسانی که پای قرائت‌های زین‌العابدین مینشستند، قرائت محزون جوانی نورانی را به یاد میآورند که چگونه در جلسات قرآنی همه حضار را تحت تاثیر صوت زیبای خود قرار میداد و سیمایی از یک جوان متدین و مذهبی را برای همگان به نمایش میگذاشت. شهادت دو برادر به فاصله یک هفته بعد از پیروزی انقلاب فعالیت‌های فرهنگی و عقیدتی ما ادامه داشت. اما زین‌العابدین که فکر و روانش را با کلام الهی پرورش داده و قلب پاکش را به نور قرآن منور ساخته بود، دیگر توان تحمل بیقراریهای روحش را نداشت.
برچسب ها :
*
*