ّ ّ ّ ّ ّ
هشتم اردیبهشت ماه سالروز شهادت سروان خلبان علی اکبر شیرودی در سال 1360
تاریخ و زمان ارسال :08 اردیبهشت 1388
دسته بندی : یادداشت
7
خلاصه یادداشت :

شیرودی تمام ساعات خود را وقف کردستان می کند، لحظه ای آرام نمی گیرد تا کردستان را پاکسازی نماید ،دوشا دوش دکتر مصطفی چمران ،شهر به شهر کردستان را زیر پا می گذارد و کردستان چنان با وجود شیرودی مالوف می شود که اورا ملقب به عنوان « نقشه کامل کردستان » می نمایند.

فرمانده هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی در استان ایلام شیرودی تمام ساعات خود را وقف کردستان می کند، لحظه ای آرام نمی گیرد تا کردستان را پاکسازی نماید ،دوشا دوش دکتر مصطفی چمران ،شهر به شهر کردستان را زیر پا می گذارد و کردستان چنان با وجود شیرودی مالوف می شود که اورا ملقب به عنوان « نقشه کامل کردستان » می نمایند. همان گونه که پیش از این خوانده اید ،دشمن از هر سلاحی برای به زانو در آوردن شکار چی یکه تاز ارتش حزب الله استفاده می کند اما نه تطمیع ،نه نهدید و نه ترور ،هیچکدام نمی تواند خللی در عزم راسخ «حر» کربلای ایران به وجود بیاورد. شیرودی 3 سال در بحرانی ترین و سخت ترین روزهای انقلاب و جنگ ،نام خود را به کابوسی برای دشمنان انقلاب و کشور تبدیل کرد و در این راه موجی از تهمتها ،آزار ها و خطرات را به جان خرید ،اما علی اکبر به تنهایی چون کوه ایستاد ،هر چند دلشکسته و آشفته خاطر می شد ،لیکن هرگز دست از مجاهدت بر نداشت و تنها با فریاد مظلومانه خود بود که دردهای نهفته در دل دریایی خود را آشکار می ساخت . سر انجام سرداری که در روستای« شیرو محله »در شمال کشور دیده به جهان گشوده بود اینک آرام بر روی دست همرزمان گریانش از بالگرد بیرون آورده شد ،به جرات می توان گفت که بالگرد در آن چند سال خانه اصلی علی اکبر بود و لباس کارش ،تنها لباسی بود که در خواب و بیداری بر تن داشت .این جمله را بخوانید : «من نمی د انم چرا هر وقت به طرف جبهه خودی بر می گردم و اعلام می کنم که شیرودی هستم ،آتش پدافند خودی چند برابر می شود .این جمله به تنهایی روشن کننده اوضاع در زمانی است که شیرودی علم جنگ با دشمنان اسلام را در آسمان ها بر افراشته بود ،به همین جهت است که او را مظلوم ترین شهید ارتش می دانند ،چون علی رغم شهرت دلاوریهایش در میان رزمندگان و مردم ،از خیانت ها و نیرنگ های دشمنان اسلام که در آن زمان به لباس دوست ملبس بودند ،دلی سوخته داشت .چند ماه پس از شهادت او بود که طومار آن خائنین و منافقین هم به همت امام و مردم در هم پیچیده شد. در تاریخ هشتم اردیبهشت ماه سال 1360 خلبان علی اکبر قربان شیرودی در بیست و ششمین بهار زندگی بود که نزدیک سه سال حضور بی وقفه و مداوم در جبهه های غرب و خلق حماسه های بی نظیرکه پس از وی هر گز مشاهده نشد ،ضمن انجام ماموریتی در اطراف تنگه حاجیان مورد اصابت پدافند دشمن قرار گرفت و روح از کالبد خاکی اش به عزیزش پر کشید و در جوار آقا عبد الله و همرزم شهیدش احمد کشوری آرام گرفت . منبع: ستارگان آسمان گمنامی نوشته ی محمد علی صمدی،نشر فرهنگسرای اندیشه،تهران- 1378 شهید شیرودی از نگاه رهبرمعظم انقلاب: سروان شیرودی یک خلبان هوانیروز بود و انسانی همیشه آماده شهادت . به یکی از برادران از دوستان قدیمی اش و از روحانیون متعهد کرمانشاه است گفته بود ،فلانی بیا یک خداحافظی از روی خاطر جمعی با تو بکنم ،زیرا می دانم که باید شهید بشوم .این برادرمان گفته بود که خدا کند حفظ بشوی و خدمت کنی .گفته بود نه ،شهید کشوری را در خواب دیدم که به من گفت :شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفته ام ،باید بیایی توی این عمارت بشینی ،لذا می دانم که رفتنی هستم .به یکی از برادران هم گفته بود که دعا کن تا شهید شوم ،از بعضی تاز جریانات سیاسی دلم گرفته است .درگیریهای سیاسی این جوان مومن را بسیار آشفته و ناراحت کرده بود . خاطرات شهید فلاحی (رئیس سابق ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران) : وقتی خبر شهادت شهید شیرودی را به حضرت امام رساندم ایشان شدیدا منقلب شد و متاثر گشت و پس از آنکه اشک از چشمانش سرازیر شد فرمود :«شیرودی آمرزیده است.» برگرفته از خاطرات شفاهی شهید شیرودی وهمرزمانش محمد علی صمدی: در مهر ماه سال 59 یکی دو فروند میگ عراقی که بر فراز پایگاه هوانیروز کرمانشاه به قصد حمله ظاهر شده بودند مورد هدف پدافند هوانیروز قرار گرفته و لاشه آن درست روی ساختمان محل زندگی شهید شیرودی سقوط کرده و ساختمان را ویران می کند .در آن زمان شیرودی ، عازم به ماموریتی بود .به او گفتند سری به منزلت بزن ببین چه بلایی سرش آمده .ولی در کمال تعجب وی با خنده و خونسردی کامل گفت :ترجیح می دهم به منطقه بروم ؛و رفت و کلید منزلش را فرستاد تا دوستانش بروند واگر اثاثیه ای مانده است به جای دیگر ببرند .بچه های انجمن اسلامی رفتند و داوطلبانه اثاثیه منزل او را به خانه دیگری منتقل کردند و شیرودی پس از انجام چند پرواز بر گشت و به منزل جدیدش سر زد .
برچسب ها :
*
*