ّ ّ ّ ّ ّ
شهید عبدالمحمد تقوی را بیشتر بشناسیم
تاریخ و زمان ارسال :23 اسفند 1393
دسته بندی : یادداشت
6
خلاصه یادداشت :

راستی چه چیزی این همه جرأت و از خود گذشتگی در انسان‌های مومن صدراسلام به وجود آورده که به دل کندن از دنیا هر یک توانستند صدها نفر از دشمنان را به زمین زده و آنقدر شمشیرها خم شده ولی قامت‌ها استوار باقی بماند؟ 23 اسفند 1393-09:40:18

خبرگزاری پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: راستی چه چیزی این همه جرأت و از خود گذشتگی در انسان‌های مومن صدراسلام به وجود آورده که به دل کندن از دنیا هر یک توانستند صدها نفر از دشمنان را به زمین زده و آنقدر شمشیرها خم شده ولی قامت‌ها استوار باقی بماند؟ چه چیزی مسلمانان صدراسلام را به توجه به تشکیلات نوساز آن‌ها در مقابل دشمنی که کوچکترین توازنی نه از لحاظ سلاح و نه از لحاظ نفرات میان آنان نبود ثابت قدم گردانیده. عبدالمحمد تقوی در یکی اروستا از توابع شهرستان دهدشت به دنیا آمدند. او در سن شش سالگی پای به مدرسه نهاد و به آموختن علم پرداخت. هوش و زکاوت و زیرکی و ادب او از همان روزها زبانزد مردم بود. پس از طی دوران ابتدایی با موفقیت کامل وارد مقطع راهنمایی شد و در این دوره سه ساله با وجودی که سنی نداشت تصمیم گرفت که مواقع بیکاری را خصوصا تابستان‌ها به کار مشغول بشود تا بتواند کمکی به خانواده‌اش کرده باشد و هم به خوبی تحصیلات خود را ادامه بدهد.او ضمن کار و تحصیل به فعالیت‌های مذهبی نیز میپرداخت و دوستان خود را به یاری از اسلام دعوت میکرد. پس از موفقیت در تحصیلات راهنمایی با استعداد و حافظه قوی و تلاش بیوقفه به سرعت جهت ادامه تحصیل وارد مقطع دبیرستان شد اما چون شروع دوران تحصیلی او مصادف با با اوج‌گیری انقلاب اسلامی ایران بود، در این ایام بود که یکباره نبوغ فکریش شکوفا شد، در آن روزها یکی از محرکین امواج خروشان منطقه به شمار میرفت که بر علیه ظلم و کفر قیام کرده بود. در سال 57 به پخش پوستر عکس امام و اعلامیه‌های دیگر در بین روستاییان محروم میپرداخت. بعد از طرف سپاه پاسداران منطقه به پای منبر میرفت و مردم را با آن صحبت‌های دلنشین و متین خود ارشاد میکرد. وی با آن سن کمی که داشت با سپاه پاسداران و ارگان‌های دیگر تا حد امکان همکاری میکرد و همیشه اوقات وی را جهت ایراد سخنرانی و نماز جماعیت و وحدت میان مردم دعوت میکردند. وی هم با آن سخنرانیهای متین خود در هر مجلس و محفل به دفاع از آرمان‌های انقلاب میپرداخت به طوری که سخنرانیهای ایشان در سطح استان زبانزد خاص و عام شده بود. عبدالمحمد این معلم اخلاق را میدیدیم که بلند گو بدست از این روستا به آن روستا و از این شهر به آن شهر و جاهای دیگر با جمعی از یاران صدیق خود میرفت و نظم انقلاب را در مقابل نظم سازشکاران به نمایش میگذاشت و با تلاشی آنچنان فداکارانه و آنچنان مخلصانه که شگفتی همگی دوستان و مردم را در پی داشت. اما در دید خودش همه این‌ها هیچ بود و آنچه ارزش داشت رضای خدای تبارک و تعالی بود. یارانش همواره ایمانش را میستودند، تواضع و صفای باطنی و عشق عمیقش به الله همه را تحت تأثیر قرار میداد. ایشان در تبلیغ دین مقدس اسلام بسیار کوشا بود. شهید تقوی همزمان با تحصیل در ایام محرم و صفر و رمضان به وعظ و ارشاد و تبلیغ در منطقه کهکیلویه، گچساران و یاسوج و امیدیه و آقاجاری و جاهای دیگر را زیرپوشش تبلیغات خود قرار میداد. همین باعث شد تا به تحصیل علوم اسلامی بپردازد. جهت فراگیری علوم اسلامی به شاگردی درس آیت‌الله دستغیب نایل شد و به حلقه تدریس آن شهید بزرگوار پیوست. اوهمواره با تحصیل اسلامی و کمالات و فضایل انسانی و معنوی فراوانی کسب کرد و در اندک زمانی یکی از شاگردان فعال حوزه علمیه شد. وی کارهای خود را با ایراد نطق و خطابه در مجالس اسلامی ترتیب می داد؛ مثلا در ایامی که در حضور شهید آیت‌الله دستغیب بودد، اوقات فرغات خود را در حزب جمهوری اسلامی استان فارس صرف میکرد و از طرف حزب چندین بار به مأموریت رفت. تقوی در بیشتر مجالس اسلامی و مذهبی حاضر بود. نبوغ اندیشه و دانش و پیشرفت وی آن قدر وسیع شد که زبانزد خاص وعام شده بود. مشاهده میشد که دعوت‌های مختلفی از طرف ارگان‌های انقلابی از شهید تقوی میشد و تقاضای همکاری میکردند و ایشان با کسب اجازه به منطقه میگشتند و بیشتر وقت خود را جهت ارشاد و راهنمایی نسل جوان معطوف میداشتند. بعد از مدتی در تاریخ 60/8/23 اداره آموزش و پرورش کهکیلویه طی نامه‌ای از حوزه علمیه درخواست کردند که شهید تقوی جهت تدریس در مدارس شهرستان به عنوان مربی پرورشی انتخاب شود تا به این وسیله راهبر و هدایتگر (نسل جوان) نسلی بپا خواسته باشد و چون به فقر فرهنگی حاکم بر منطقه آگاهی کامل داشت این دعوت را پذیرفت و هدایت نسل جوان را در شهرستان بر عهده گرفت، اما فعالیت‌های تقوی به محدوده مدارس ختم نمیشد. زیرا به نیازهای روحی دیگر جوانان پی برده و در صدد تأمین آن نیازهای واقعی برآمده بود.
برچسب ها :
*
*