ّ ّ ّ ّ ّ
شهیدی که چند دقیقه قبل از شهادت وصیت نامه اش را نوشت
تاریخ و زمان ارسال :22 فروردین 1394
دسته بندی : یادداشت
7
خلاصه یادداشت :

شهید روح الله شنبه ای اولین شهید سپاه پاسداران ایلام بود که چند دقیقه قبل از شهادت، وصیت نامه اش را بر روی تکه مقوایی نوشت و دقایقی بعد بر اثر اصابت گلوله شهد شیرین شهادت را سر کشید. 22 فروردین 1394-15:10:15

خبرگزاری پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: شهید شنبه ای سال 1336 در شهر ایلام و در خانواده ای مذهبی از ایل دهبالایی متولد شد و در ظهر روز پنجشنبه 20 شهریور سال 59 در حالیکه هنوز جنگ تحمیلی بصورت رسمی آغاز نشده بود، در منطقه مرزی بهرام آباد از توابع شهر مهران در هنگام مقاومت در برابر تهاجم افسار گسیخته دشمن به مرزهای کشور به شهادت رسید. او را اولین شهید پاسدار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایلام می دانند، شهیدی که 11 روز قبل از آغاز جنگ تحمیلی در حالیکه گلوله های توپ 120 میلی متری را به سمت دشمن شلیک می کرد تا پاسخی به گلوله باران دشمن بعثی دهد، با اصابت گلوله توپ به سنگرش شربت گوارای شهادت در راه خدا را نوشید. یکی از همرزمان این شهید در خاطرات خود می گوید: صبح روز 20 شهریور سال 59 در سپاه مهران همراه ایشان بودم، باتفاق به سمت بهرام آباد رفتیم، شهید شنبه ای گلوله های خمپاره 120 میلی متری را که همراه داشت خرج گذاری کرد و براساس گراهای قبلی بسوی دشمن پرتاب کرد. علی زاهد پور گفت: دشمن بشدت دهکده متروکه بهرام آباد و باغات اطراف و پاسگاه ژاندرمری را زیر آتش خود داشت و با انواع سلاح های سنگین توپ و خمپاره این منطقه را هدف قرار داده بود. هر بار قسمتی از ساختمانی که در آن پناه گرفته بودیم بر سرمان فرو می ریخت و ما ناچار جای خود را عوض می کردیم تبادل آتش تا ظهر ادامه داشت، برای لحظه ای از شدت آتش کاسته شد و این فرصتی شد تا رزمندگان غسل شهادت را در جویبار کنار دهکده بجای آورند. شهید شنبه ای هم مثل سایرین غسل شهادت کرد و در کنار دیواری متصل به سنگر مشغول نوشتن شد، فکر کردیم گراها را ثبت می کند لذا توجی نکرده به خواندن نماز ظهر و عصر مشغول شدیم. ساعتی بعد آتش دشمن شدت پیدا کرد او که اینک فارغ از خواندن نماز شده بود و مشغول تناول ناهار بود غذا خوردن را ناتمام گذاشت و به محل استقرار خمپاره 120 رفت و از من خواست دیدبانی کنم. گلوله ها را یک به یک آماده کرده به سمت هدف پرتاب می کرد وقتی داشت گلوله چهارم را آماده می کرد ناگهان گلوله توپ دشمن درست وسط سنگر خمپاره فرود آمد انبوهی از گرد و غبار و دود انفجار همه جا را پوشاند. این همرزم شهید می گوید: لحظاتی بعد به سوی سنگرش شتافتم، افتاده بود و سجده خون بجا می آورد صدایش زدیم، ولی لبیکش را ندای ملکوتی شهادت قبلا گفته بود. در حین انتقال پیکر مطهرش تکه مقوایی که همراهش بود دیدم، وصیتنامه بود همانی که دقایقی قبل از شهادت نوشت. بسم الله القاصم الجبارین به خدا راهم را تشخیص داده ام و خدا را دیده ام و هدف و مقصد را شناخته ام و دشمن را نیز به عیان دیده ام، پس چرا بر این مرکب خوشبختی که آگاهی است و بسوی الله به پیش نتازم و قلب دشمنان حق و حقیقت را آماج گلوله هایم قرار ندهم و در این راه به شربت شهادت چون دیگر برادرانم نایل نگردم. استان مرزی ایلام با دارا بودن 430 کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق در هشت سال دفاع مقدس از آوردگاه های مهم پیکار با دشمن بعثی بود و بارها مورد تجاوز هوایی و زمینی ارتش بعث قرار گرفت و در طول این سال ها حدود سه هزار شهید تقدیم انقلاب کرد.
برچسب ها :
*
*